تبليغاتX
دفترسپید

توبه ات را نشكن
تاريخ: یکشنبه 21 مرداد1386 ساعت :20:4

 

بسم الله النور

 

قيامت پيش روي شما و مرگ پشت سر ، شما را مي راند .

سبك بار شويد تا برسيد .

همانا آنان كه رفتند در انتظار رسيدن شمايند .

 

اين كلام مولانا علي (ع) در باب ضرورت توبه است .

در تعاليم دين مبين اسلام ، توبه نه يك دستاويز براي رها شدن هراز چندگاهي از گناه بلكه از مقدمات رستگاري است .

توبه به معني رجوع و بازگشت به خداي باري تعالي است .

در قرآن كريم براي خداوند صف تواب ( صفت مبالغه ي توب ) آورده شده  كه معني تحت الفظي آن بسيار رجوع كننده است و بدين معني كه بيش از آنكه انسان به خداي خويش رجوع كند خداست كه به انسان رجوع مي كند اما ترجمه هاي موجود ، تواب را بسيار توبه پذير معنا كرده اند كه با معني تحت الفظي آن معارض نمي باشد .

يگانه راه رجوع به خداوند ، توبه است كه شيطان همواره به دنبال بازداشتن يا حداقل به تعويق انداختن آن توسط انسان بوده است  .

گاه انسان را وسوسه مي كند كه توبه را به وقت پيري اندازد تا هرآن چه بخواهد به گناه بپردازد .

مولانا علي (ع) مي فرمايد : عمري كه خدا از فرزند آدم پوزش را مي پذيرد شصت سال است .

اما آن توبه اي به درگاه خداوند پذيرفته خواهد شد كه با غفلت به پيري رسيده باشد نه با آگاهي ، كه خداوند به هرمكري آگاه است .

گاه شيطان از راه نوميد كردن آدمي  وارد مي شود ، چنانكه به وقت توبه شكستن ، اراده ي او را در نظرش تحقير كرده و از توبه كردن بازمي دارد .

 

انسان بايد هوشيار باشد اما چگونه ؟

انسان هيچگاه نبايد از رحمت خداوند نوميد گردد كه اين خود بزرگترين گناه است .

آدمي بايد بداند اگر توبه اش را شكست و دلش آزرده شد يعني خداوند باز به ديده ي رحمت به او مي نگرد ، پس همواره بايد به درگاه خداوند توبه و استغفار كند .

اين ندامت از گناه بايد در انسان دائما وجود داشته باشد تا انسان در مبارزه با نفس خويش پيروز شود .

پيروزي در برابر نفس ناگهاني رخ نخواهد داد بلكه با ندامت و توبه از گناه  به كرات  پديد خواهد آمد .

اگر انسان گناهي را پنج بار انجام داد و توبه كرد بار ديگر چهار بار با ندامت انجام داد و توبه كرد خداوند در رحمت را به او گشاده است .

 

رحمت  الهي همواره متوجه انسان بوده و اميد به پروردگار يكتا ، تنها راه توبه نشكستن است .

 

اميرالمومنين علي (ع) :

كسي را كه چهار چيز دادند از چهار چيز محروم نباشد :

با دعا از اجابت كردن ، با توبه از پذيرفته شدن ، با استغفار از آمرزش گناه ،

 با شكرگزاري از فزوني نعمت ها

 

 

نوشته شده توسط هما | موضوع: | لينک ثابت |
قرآن خاموش نمي شود
تاريخ: شنبه 13 مرداد1386 ساعت :21:58

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ

 

كافران گفتند : " گوش به اين قرآن فرا ندهيد و سخن لغو و باطل به آن بياميزيد شايد پيروز و غالب شويد "    فصلت 26

 

آنقدر حرف هاي امروز مهم هست كه ديگر جايي براي مقدمه چيني نباشد.

پس بي مقدمه مي روم سر اصل مطلب .

 

شأن نزول آيه اين است :

كفار در زمان پيامبر اكرم (ص) مي گفتند : جنجال و هياهو كنيد تا مردم صداي قرآن پيامبر ( ص ) را نشنوند .

 

اما اين آيه براي مردم امروز هم مصداق دارد .

استاد بهرامپور در يكي از كلاس هاي تفسيرشان چنين گفتند كه نامه اي در اعتراض به صدا و سيما نوشته اند كه چرا در سيما به تفسير قرآن پرداخته نمي شود و فرمودند مدت ها پيش برنامه اي از ايشان ضبط شده اما هنوز پخش نشده است . ايشان فقط به پخش نشدن برنامه شان معترض نبودند بلكه به كم اهميت شمردن قرآن و تعاليم آن شديدا اعتراض داشتند كه انصافا به حق هم هست  و اين طور ادامه دادند كه تلويزيون هر چه فيلم ، سريال و موسيقي هست پخش مي كند آن وقت ساعت 3 نيمه شب برنامه هاي تفسير قرآني مي گذارد .

كسي كه نيمه شب بيدار نيست نكند اين برنامه ها را براي امثال آيت الله بهجت مي گذارند كه ياد بگيرند نماز شب بخوانند ؟!!!

گفتند صدا و سيما مي گويد ما طبق درخواست مردم برنامه پخش مي كنيم ايشان هم فرمودند تك تك شما وظيفه داريد تماس بگيريد و درخواست كنيد به جاي اين تلاوت ها  و تواشيح ها كه  ازهر جا مي شود نوار و سي دي آن را تهيه كرد ، تفسير قرآن را پخش كنند .

 

صحبت هاي استاد ادامه يافت .

جملات زيرعينا جملات استاد است :

گفتم پسرجان شما وقتي در آن جا انواع و اقسام فيلم ها و سريال ها را مي گذاريد حتي نوحه خواني ها ، حتي من به شما بگويم تواشيح خواندن ها كه حوصله ي گوش دادن مردم را بكشد ، حال گوش دادن به اين نوع معارف را ازما بگيرد ، مشمول اين آيه است ، اثبات كردم .

بيست و چهارساعت شما در كانال ها هي ورزش ، اين تمام شد آن يكي ، آن تمام شد يوگوسلاوي ، يوگوسلاوي مرد رايس ، رايس مرد بوش ،اون مرد زيدان ، تا آخر آيا جوان هاي ما بچه هاي ما غير از اين چيز ديگري نبايد بدانند ؟

اين يعني سرو صدا راه بيندازيد قرآن خاموش بشود ولله بالله من با آن آيه كه ازقرآن پيدا كرده ام همين است ، لذا تكليف پيدا كرده ام نامه اي به تمام كانال ها ، دولتيان و ... بنويسم ، بگويم قرآن با شما يك حرفي دارد : هر جا برنامه اي بريزيد بازار قرآن را كساد كنيد اين آيه به شما مي گويد :

 

فَلَنُذيقَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا عَذابًا شَديدًا وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذي كانُوا يَعْمَلُونَ

كافران را عذابي سخت مي چشانيم و بدتراز آن چه مي كردند كيفر مي كنيم

                                                           فصلت 27

 

نوشته شده توسط هما | موضوع: | لينک ثابت |
معبودت كيست ؟
تاريخ: شنبه 13 مرداد1386 ساعت :9:21

 

بسم الله النور

 

زاهدي مهمان پادشاهي بود. چون به طعام بنشستند ، كمتر از آن خورد كه ارادت بود و چون به نماز برخاستند ، بيش از آن كرد كه عادت او ، تا ظن صلاحيت در حق او زيادت كنند .

چون به مقام خويش آمد ، سفره خواست ، تا تناولي كند .

پسري صاحب فراست داشت ، گفت :

 

-         اي پدر ! باري به مجلس سلطان در ، طعام نخوردي .

گفت :

-         در نظر ايشان چيزي نخوردم كه به كار آيد !

گفت :

نماز را هم قضا كن ، كه چيزي نكردي كه به كار آيد !

 

مدتي پيش به اين فكر مي كردم كه چقدركارهايم را از سرريا انجام مي دهم . چقدر كارهايم قربتا الي الناس شده و چقدر از خودم و از خداي خودم دور شده ام .

چقدر درد آور است كه هنوز نفهميده باشي معبودت كيست  .

درد آوراست روزي 10 بار بگويي اياك نعبد و اياك نستعين اما هنوز آن را درك نكرده باشي كه خدا را مي پرستي پس بايد همه چيز را از او بخواهي .

 

ترسم نرسي به كعبه ، اي اعرابي              كه اين ره كه تو مي روي به تركستان است

 

 

نوشته شده توسط هما | موضوع: | لينک ثابت |
و تو چه مي داني كه او كيست
تاريخ: دوشنبه 8 مرداد1386 ساعت :22:52

 

بسم الله النور

 

راستش را بخواهي خيلي دوستش دارم .

سني ندارد .

اما همه محاسنش سفيد شده .

تا آن جا كه من به ياد دارم براي خلق خدا تلاش كرده و دويده و خون دل خورده .

خودش و خانواده اش وقف مردم شده است و از هيچ كار مثبتي هرچند كوچك براي مردم فروگزار نكرده.

براي سادات احترامي خاص و بي نظير قائل است ، طوريكه اورا با اين خصلتش مي شناسند .

منعش نكنند دربرابر سادات تا زانو خم مي شود .

عميقا ناراحت مي شوم حرفي پشت سرش بشنوم .

كسي را ديدم از او گله مي كرد .

در دلم گفتم "تو چه مي داني كه او كيست ؟! آيا مي داني با اين محاسن سفيد تنها 47 سال سن دارد ؟!

به خدا اگر بداني اين صداي محزون از دلي پر از حزن و اندوه برمي آيد تا اين چنين داغ بردل گذارد ، از گريه هاي برسر نمازو سادگي و استواري در نطق و ... گله نمي كني عزيز !!!

 

اما تو اي روحاني عزيز هميشه همينطور استوار و بي غل و غش بمان .

 

 

نوشته شده توسط هما | موضوع: | لينک ثابت |
خاطره اولين اعتكاف
تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد1386 ساعت :17:42

 

بسم الله النور

 

همه چيز براي رفتن آماده بود ، خيلي خوشحال بودم و در پوست خودم نمي گنجيدم .

كم كم به ساعت دوازده نزديك مي شديم و مشتاقانه آماده و منتظر رفتن بودم كه بالاخره انتظار پايان يافت و حركت كرديم . وقتي به مسجد رسيديم مسجد نيمه پر بود ، جايي را انتخاب كرديم و وسايل مان را همان جا گذاشتيم .

 

احساس خاصي داشتم . اصلا قرار نبود در اعتكاف شركت كنيم حتي ثبت نام هم نكرده بوديم . صبح روز آخر كه مسجدي ثبت نام نمي كرد ، همسايه مان كه خودش يكي از برگزار كنندگان اين مراسم در مسجدي بود به مادرم پيشنهاد كرد كه با هم براي اعتكاف به مسجد آن ها برويم .

من كه برايم غير منتظره بود و عميقا احتياج داشتم شركت كنم پذيرفتم . مادرم دو دل بود اما بالاخره قبول كرد .

 

سه روز روزه داري و نماز و دعا و چه لحظه هاي نابي ...

و چه انسان هاي بزرگي ...

 

احساس مي كردم در كنار انسان هايي هستم كه برگزيدگان خدايند . آن ها انسان هاي مشهوري نبودند ، شايد حتي سواد چنداني نداشتند اما دلي داشتند مثل دريا . هنوز هم فكر كردن به بعضي از آن ها چشمانم را پر از اشك مي كند ، دلم برايشان يك ذره شده  .

يكي از آن ها زينت ، دختري 40 ساله بود كه كمي هم معلوليت داشت و همراه مادرش آمده بود .

روزه مي گرفت اما معتكف نبود ، شب ها تا صبح كنار مادرش مي ماند و صبح زود براي تهيه صبحانه و مراقبت از پدرش از مسجد خارج مي شد و دوباره عصر غذاي مادرش را براي او مي آورد و كنار او اعمال را انجام مي داد . گويا زينت وقف پدر و مادرش شده بود .

آنقدر مهربان و آرام بود كه حسرتش را مي خوردم .

لبخند هميشگي اش مصنوعي نبود از اعماق وجود آرامش برمي خاست و خبر از سروري معنوي در عمق وجودش مي داد . در يك عبارت مهربان و دوست داشتني بود .

 

اعتكاف بهترين خاطره ي زندگيم است كه تنها يك بار توفيق آن را داشته ام .

 

نظير زينت در اعتكاف بسيارند و اعتكاف فرصتي است براي آشنايي با بندگان مخلص خدا .

 

 

نوشته شده توسط هما | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo