بسم الله النور
با عرض سلام و روز بخير خدمت بازديد كنندگان گرامي
اميدوارم خداوند در اين روزها و شب هاي پر فضيلت ماه رجب ، توفيق عبادت را به همه عنايت كند و اين روزها در دعاهاي تان ما را فراموش نكنيد ، ان شاءالله .
بحمدلله آرشيو "جاهليت عصر ما" هم طبق روال هميشه ، در قالب pdf تهيه شد و به ليست آرشيو مطالب رفت .
براي دانلود روي اينجا راست كليك كرده گزينه save target as… را انتخاب كنيد .
* توجه كنيد براي باز كردن اين فايل ها بايد نرم افزار adobe reader را نصب داشته باشيد .
التماس دعا
بسم الله النور
بحث آخر موضوع "جاهليت عصر ما" به تحجر اختصاص دارد .
بي مقدمه به سراغ تعريف و شناخت منشأ تحجر مي رويم .
تحجر نوعي افراطي گري در پيروي از دين است و اغلب در جوامعي ديده مي شود كه ارزش هاي واقعي ديني جاي خود را به ارزش هاي پوچ و ساختگي افراطيون مي دهند .
اما سرمنشأ اين جابه جايي ارزش ها ضعف اجتهاد مي باشد كه عرصه را براي بدعت گذاري و رواج خرافه باز مي گذارد .
و به طور كلي هر چه مردم واقعيات دور شوند به همان اندازه به ارزش هاي غير واقعي و رفتارهاي متحجرانه گرايش پيدا خواهند كرد.
اما اگر دقت كنيم روند گرايش به پذيرش خرافات و تحجر از زمان انقلاب اسلامي به بعد سير نزولي داشته است آن هم به سبب گسترش انديشه هاي انقلاب و نهايتا آگاه تر شدن مردم نسبت به مسائل ديني است .
با مقايسه حال و گذشته در مي يابيم كه در گذشته بيشتر مردم چشم بسته به انجام فرايض ديني مي پرداختند اما اكنون مي بينيم مردم آگاه تر شده اند و بهتر مي توانند حقيقت را كشف كنند و اينجاست كه رفتار هاي متحجرانه نمايان تر مي شود .
در گذشته اگر تحجر هم وجود داشت كسي متوجه آن نمي شد چراكه مردم درستي يا نادرستي رفتار ها را با ظاهر افراد تشخيص مي دادند اما امروز مردم به سبب آگاهي شان تحجر را به خوبي درك مي كنند و همين جاست كه تقابل ارزش ها و ضد ارزش ها رخ مي دهد .
در اين جا نمي خواهم نمونه هاي رفتارهاي متحجرانه را نام ببرم بلكه قصد دارم به واكنش ها در برابر این رفتار بپردازم.
در اين ميان واكنش ها متفاوت است . اما واكنشي كه بسيار در بين افراد (سودجو) ديده مي شود آن است كه به سرعت از رفتار هاي متحجرانه دست آويز ساخته و براي متهم كردن دين از هيچ بهانه اي فروگذار نمي كنند .
براي مثال : وقتي با چنين افرادي در مساجد مواجه مي شوند به سرعت از آن دستاويزي ساخته و به بهانه آن ترك نماز و مسجد مي گويند و اگر از آن ها بپرسيد چرا ؟ پاسخ مي دهند اگر دينداري يعني اين ما نمي خواهيم ديندار باشيم .
در واقع مي توان گفت اين هم يكي از شيوه هاي شيطان است هم دشمن .
دشمن هم در اين بين ساكت نمي نشيند و براي شارژ كردن چنين افرادي از هيچ حركتي باز نمي ماند . شايعات و داستان ها و حركت هاي سازماندهي شده هم به عنوان چاشني كار مورد استفاده قرار مي گيرد .
اما ...
همواره اين شنونده است كه بايد عاقل باشد .
و هيچ كدام از اين بهانه ها و داستان ها نمي توانند دليل خوبي براي انتخاب راه نادرست باشند .
بسم الله النور
در ادامه بحث هاي قبل كه به موضوع سنت هاي غلط و بدعت گذاري مربوط مي شد در اين بخش نيز به ذكر نمونه هايي از اين بدعت گذاري ها خواهم پرداخت . اما قبل از آن اشاره اي كوتاه دارم به تعريف و تشريح علامه مجلسي از بدعت كه چنين گفته اند :
بدعت در عرف شرع به آن چيزي گويند كه پس از رسول خدا (ص) پديدار گشته و درباره خصوصيات آن سند صريحي نرسيده و تحت دستورات عمومي هم نباشد يا به طور خصوص يا عموم از آن نهي شده باشد .
مانند اينكه نماز بهترين عمل است ودر همه وقت انجام آن مستحب است اما اگر همين نماز در زمان ، مكان و ركعات مخصوص بدون دليل و سندي به جا آورده شود ، بدعت گردد .
(مانند دستوري كه عمر براي جماعت خواندن نماز هاي نافله شب هاي ماه رمضان داد و خود گفت : خوب بدعتي است )
رسول خدا (ص) فرموده است : هر بدعتي گمراهي است و هر گمراهي راهش به دوزخ است .
اگر خوب دقت كنيم بدعت در بسياري از كارهاي ما ديده مي شود .
به چند نمونه آن توجه كنيد ! مثلا :
در عزاداري ها :
خريد تجهيزاتي – اعم از طبل و سنج و اسبابي از اين دست – كه هيچ توجيه و سندي برتاييد آن نيست .
نوحه خواني به ريتم آهنگ ترانه ها كه آفتي براي عزاداري و نوحه خواني محسوب مي شود .
يك شكل كردن لباس ها و تقسيم بندي افراد به گروه هاي سني مختلف
كمرنگ شدن بي آلايش ترين نوع عزاداري يعني سينه زني
حمل تصاويري از ائمه (ع)
عزاداري به شيوه هايي غير معقول
و ...
كه هر كدام از اين ها ما را به شكلي از اهداف بزرگ عزاداري دور مي كنند .
در ازدواج ها :
يك بدعت در مورد مهريه است كه اخيرا هيچ توجهي به آن نمي شود .
اول مهريه هاي بالا دوم بي توجهي به پرداخت آن
كه متاسفانه عموما مي گويند : "مهريه را كي داده كي گرفته ؟!"
در اين مورد پيشنهاد مي كنم كساني كه چنين اعتقادي – كه مخالف با آنچه در اسلام است – دارند ، بروند به زندان ها ببينند چه كسي مهريه را بايد بدهد و چه كسي مهريه را خواهد گرفت .
بدعت دوم درمورد جهيزيه است .
من نمي دانم چرا مهريه اي كه اينقدر مهم است بين مردم بي اهميت جا افتاده و جهيزيه اي كه در قرآن از آن نامي برده نشده اينقدر مهم تلقي مي شود و عموما هيچ كس از تهيه ي آن فروگذار نمي كند .
جالب آن است كه براي جهيزيه وام تعلق مي گيرد اما براي مهريه نه .
اين ها فقط نمونه هاي آشكار بدعت گذاري است كه ذكر آن ها چندان سخت نمي باشد و شايد اگر بيشتر جستجو كنيم موارد بسياري در اين زمينه بيابيم .
فراموش نكنيم بدعت از جهل شروع مي شود و با جهل رواج مي يابد .
بسم الله النور
اول دليل تاخيردر بروز رساني ادامه مطالب را بايد بگم كه چيزي جز مختل بودن خطوط فوق پيشرفته مخابرات نبود . دوم اينكه بابت اين تاخيراز بازديدكنندگان عذر مي خوام و سوم اينكه موضوع نذر با اين بخش به پايان مي رسه و شايد هم به گفته ي دوستان جا براي بحث داشته باشه اما موضوع اينه كه من ديگه جا ندارم .
نكته ي آخر- و مهمترين نكته- در اين مبحث در مورد خانم هايي است كه براي روضه خواني و خواندن ادعيه دعوت مي شوند .
اكثر اين خانم ها كساني هستند كه اغلب سواد و اطلاعاتشان بسيار كم و سطح فكرشان بسيار پايين است .
ازجلساتشان كمترين بهره اي نمي توان برد و خيلي به ترويج تشريفات مي پردازند .
بهتر است براي روشن شدن موضوع ، بحث را با توصيف يك مصداق نمونه ادامه دهم . اين مصداق استادي است كه سال هاست اهالي يك محله از حضورشان فيض مي برند و با تلاش مخلصانه و بي هيچ چشم داشتي با تعليم قرآن به دانش و معرفت شاگردانشان وسعت مي بخشند . شايد توصيف رفتار ها و بزرگ منشي هاي ايشان در اين پست و حتي ده پست ديگر به اتمام نرسد اما هر آن چه به عنوان يك شاگرد كوچك در رفتار ايشان ديده ام و درخور اين مبحث مي باشد را عنوان خواهم كرد .
كلاس هاي ايشان بسيار ساده و پاك از هرگونه آلايشي است . همواره شاگردانشان را از پرداختن به تشريفات منع مي كنند و اعتقاد دارند كه تشريفات موجب دوري از هدف هاي متعالي مي گردد .
هميشه در مجالسي كه از ايشان دعوت مي شود به موقع حاضر مي شوند ، به نحو احسن مجلس را اداره مي كنند ، پس از خواندن قرآن يا دعا ساعتي پيرامون آن صحبت مي كنند ، هيچگاه اقدام به جمع آوري كمك براي افراد نيازمند نمي كنند چراكه معتقدند همه از وجود اين افراد آگاه اند و همچنين اگر كسي دلش براي آن ها سوخته بايد در مجالس عروسي هم برايشان كمك جمع كند! ، اگر به سفره اي دعوت شوند چيزي از آن با خود نمي برند مگر به اندازه ي تبرك ، بابت هيچ مجلسي وجهي دريافت نكرده اند و حتي از آوردن اسم پول هم بيزارند و اعتقاد دارند هر جا پاي ماديات به ميان آورده شود حرمت و معنويات هم از دست مي رود حتي به ياد دارم يك بار براي روز معلم براي ايشان كادويي تهيه شده بود كه وقتي به كلاس آورده شد تا چند دقيقه كلاس در بهت و سكوت فرورفت و تنها جمله اي كه ايشان گفتند اين بود كه اي كاش يك روز مي توانستم پاسخ قدم هاي شما را بدهم .
هميشه پس از اتمام مجلس سعي مي كنند سريع بروند تا به حرف هاي بيهوده پرداخته نشود .
خلاصه هر چه از ايشان و سواد و تفكرات حكيمانه شان بگويم ، كم گفته ام . اما فكر مي كنم تا بدين جا تفاوت زمين تا بي نهايت ايشان با خانم هاي مدعي اين پيشه مشخص شده است .
توصيه اي كه خود ايشان هم برآن تاكيد دارند اين است كه از نذر سفره پرهيز شود چرا كه رعايت همه جوانب در اين نذر كمي مشكل است و خواه نا خواه افراد به ترويج تشريفات كشيده مي شوند .
بسم الله النور
در پست های قبل به موضوع نذورات معنوی پرداخته شد . این پست نیز به موضوع نذر اما از دسته مادی اختصاص دارد .
نذرهایی مثل کمک نقدی به اماکن مذهبی ، نذر برای تهیه غذا اغلب در مراسم های مذهبی و یا انداختن سفره نذوراتی از این دست رسوم کهن و نیک رایج بین مردم می باشد که می توان آن ها را در دسته ی نذورات مادی قرار داد .
نذر سفره :
در مورد تاریخ سفره فقط این را می دانم : در زمان پیامبر اکرم (ص) بدین صورت بوده که افرادی دعوت می شدند و از سفره ای که بسیار هم ساده بوده غذایی می خوردند و پس از اتمام آن برای صاحب سفره دعا می کردند و دعای آن ها به سبب نانی که خورده بودند مستجاب می شده است .
نکات بسیار مهمی است که باید در این زمینه رعایت شود که در ادامه شرح آن ها را خواهید خواند .
نکته اول: دعوت
افرادی که به سفره دعوت می شوند باید از افراد فقیر و غنی باهم باشند .چرا؟
1- فقیر تصور نکند سفره به عنوان صدقه است .
2- غنی تصور نکند سفره جهت نیتی خاص انداخته شده است .
البته این موضوع اغلب با دعوت تمام فامیل به چشم نمی آید .
نکته دوم : بدعت گذاری
یک سوال بسیار مهم : کسی می داند فلسفه ی اینکه سفره حضرت ابوالفضل پر تشریفات ترین و سفره حضرت رقیه کم تشریفات ترین سفره ها می باشند چیست؟
این سنت تراشی ها چیست ؟
آنقدر این سنت غلط و زشت جا افتاده و محکم است که حتی کسی به فکرش خطور هم نمی کند بر سر سفره چیزی غیر آن چه تعیین شده بگذارد .
می خواهم بدانم مگر در اين زمينه حدیث قدسی وجود دارد که این چنین وثوق حاصل شده ؟
این ها همه تشریفات و بدعت گذاری هایی است که ریشه ای در تاریخ اسلام ندارند .
البته اینکه هر سفره نامی دارد به دلیل روضه ای است که بر سر آن خوانده می شود تا اینجا موردی ندارد ولی از آن جااشکال پیدا می کند که مشخصا سر این سفره ها باید غذایی خاص قرار بگیرد .
و اما نکته سوم و مهم ترین نکته که کمی طولانی است به پست بعد موکول می کنم .
بسم الله النور
با عرض سلام خدمت بازدیدکنندگان گرامی
در پست های قبل دوستان نظراتی داده بودند که خواستم در پاسخ به این لطف ، توضیحاتی عرض کنم .
ابتدا در پاسخ به نظر خانم " فائزه " :
ببینید من سنت های اصیل ایرانی و اسلامی را زیر سوال نبردم بلکه بحث من روی حواشی این سنت هاست که باعث شده از هدفشان دوربشن یا در بعضی مواقع عکس اون حرکت کنند . حواشی غلطی که جزئی از آن سنت ها شدن و به ظاهر ما می بینیم اسماً همون سنت اجرا می شن اما حقیقت اون ها چیز دیگری است و برخی ازاون ها هم به همین فرهنگ و اعتقاداتی که شما اشاره فرمودید، ضربه وارد می کنند .
در پاسخ به نظر جناب "آرمان":
اول تشکر می کنم از پیشنهادتون . دوم اینکه من فلسفه و تعریف خیلی چیزها رو نمی دونم که سنت هم یکی از اون خیلی هاست . اصولا به تعریف و قاعده و مبنا و فرمول خودم رو محدود نمی کنم – البته شاید این توجیهی برای ندانسته های من باشه - حتی همین الان هم نمی تونم تعریف ارائه بدم ولی از شما می خوام در تعریف این کلمه جمله ای رو کامنت بگذارید و سوم اینکه در پست های بعدی به موضوعات دیگری هم پرداخته میشه .
در پاسخ به خواهر خوبم "نگار":
باید بگم که کثرت ذکر بد نیست ولی در مورد نذر کمی فرق می کنه . وقتی شما نذر می کنید خودتون رو به کاری ملزم می کنید . این ملزم شدن هست که شاید کمی دردسر ساز میشه - البته خیلی وقت ها ملزم شدن خوبه-
و البته نذر خارج از توان به این مسئله دامن می زنه .
سفارش پیامبر اکرم (ص) و ائمه ما همین بوده که همیشه به ذکر مشغول باشید ویکی از ویژگی بزرگان دینی ما همین استواری برذکر خداست ، من این رو نفی نمی کنم . اما باید این با حضور قلب و آمادگی روح باشه وگرنه همون طور که گفتم لق لقه ی زبان میشه
و اما گفته بودید "چه اشکالی دارد در انظار عمومی باشد ، وقتی نیت چیزه دیگری باشد فکر نمی کنم ریا در کار باشد.(علنی کردن کاری خیرو رونق بخشیدن دین واحکام با نیت خالص) "
ببینید دیگران که از نیت شما با خبر نیستند هر چند اعتقاد دارم اگر نیت پاک باشه بر دیگران هم تأثیر مثبت می گذاره همچنین دیگران نمیدونن شما نذر کردید و همونطور که گفتم این حس دو جانبه است هم برای دیگران وهم برای شخصی که درحال ذکره درمورد خودش یک ذهنیت ایجاد میشه –نوعی احساس غرور- به هر حال ما آدم ها خیلی ضعیف هستیم و من با باور این موضوع این حرف رو می زنم اما در کل فکر می کنم همه می دونن که ذکر خوبه ولی من اعتقاد دارم هر کس خودش باید این مسئله رو درک کنه و تا درک نکنه حتی انجامش سود چندانی براش نداره . حرف شما در مورد علنی کردن کار خیر هم صحیحه اما بیشتر در امور واجب . ضمن اینکه اشاره می کنم به اینکه سفارش شده انفاق و بخشش که کار خیر محسوب میشه به صورت پنهانی باشه همچنین در مورد انتخاب ذکر همون طور که قبلا گفتم همه این ها برای خودشون دلایلی دارن و من هم با تکیه بر اینکه این روایات و احادیث بی دلیل نیست پیرامونشون مسائلی رو عنوان می کنم چون معتقدم پیامبر (ص) و ائمه معصوم (ع) از هر کسی بیشتر به ضعف انسان ها واقف بودند .
امیدوارم متقاعد شده باشید .... البته اجباری نیست ![]()
باز هم خوشحال میشم نظراتتون رو بدونم
موفق و سربلند باشید ![]()
بسم الله النور
سلام بربازدیدکنندگان گرامی
این پست به بررسی سنت نذر اختصاص دارد . مطالبی که در این بخش می خوانید از خوانده ها و شنیده ها و نهایتا دیدگاه های شخصی بنده است و هیچ ادعایی مبنی بر بی نقص بودن آن ندارم .
نذر نوعی درخواست از خداست نه مبادله چراکه مبادله بین دو چیز همسان اتفاق می افتد و طرفین چیزی را از دست داده و در مقابل چیزی را دریافت می کنند اما در نذر هیچکدام از طرفین چیزی از دست نمی دهند و همواره نیازمند مخلوق است و بی نیاز خالق و هر آن چه که مخلوق برای خالق نذر می کند باز هم سودش به خود او بر می گردد و خالق نیازی به آن ندارد .
از دیدگاه من اصل سنت نذر در اسلام سنتی قابل قبول و پسندیده است همانطور که قبلا بوده اما این روزها شاخ و برگ هایی پیدا کرده که موجب شده خلاف اصول اسلامی رواج پیدا کند .
نذورات را به طور کلی می توان به دو دسته مادی و معنوی تقسیم کرد .
* که به دلیل اجتناب از طولانی شدن در این پست فقط به دسته معنوی می پردازم *
نذورات معنوی می تواند نماز ، روزه ، ذکر ، دعا ، اعتکاف و نظایر آن باشد.
اما گاهی آفت این نذورات آن است که شخص از انجام آن لذت معنوی نمی برد و در روح و روانش تأثیری حس نمی کند . برای مثال خواندن ادعیه عربی و توجه نکردن به معنای آن چه سودی می تواند داشته باشد؟ آیا مهم تر از بردن ثواب ، آن نیست که انسان از درون به عمق ژرفای دعا پی ببرد؟
گاهی هم افراد اذکار را به تعداد زیاد نذر می کنند که یا نمی توانند از پس آن برآیند یا دست به دامن این و آن می شوند .
این نوع نذر ها هم سه اشکال دارد :
یکی اینکه نشان می دهد شخص ارزش آن ذکر را نشناخته و تصور می کند ارزش ذکر در کثرت آن است ، در صورتی که کثرت ذکر موجب می شود لق لقه ی زبان شده و تأثیر خود را برقلب از دست بدهد چون دیگر شخص توجه به ذکری که می گوید نمی کند فقط در فکر آن است که زودتر تمام شود .
دوم آن با دست به دامن دیگران شدن ممکن است آن ها در معذورات قرارگرفته بالاجبارقبول کنند و با نارضایتی نذررا ادا نمایند که این هم صورت خوشی نخواهد داشت .
سوم آن که وقتی تعداد ذکر زیاد باشد شخص مجبورمی شود از هر زمانی برای ادای آن استفاده کند که گاه هم در انذارعمومی قرارگرفته این ذهنیت را بوجود می آورد که "عجب! چه انسان اهل دل و ایمانی" که این ذهنیت هم برای دیگران و هم برای خود شخص بوجود می آید . می توان گفت کمی موجب تظاهر می شود .
اما نکته جالب آنکه سفارش شده برای مشغول بودن به ذکر ، ذکر لا اله الا الله انتخاب شود چراکه هنگام گفتن آن لب ها به هم نمی خورد و کسی متوجه گفتن آن نمی شود . این خصوصیت موجب شده این ذکر علاوه بر معنا و تأثیر عمیق از هر گونه تظاهر خالص باشد .
نکته آخر
اکثر مردم معمولا برای رفع مشکلات معیشتی یا بدست آوردن سلامتی و نظایر آن نذر می کنند .
اما آیا بزرگترین مسائل زندگی ما این هاست ؟
چرا برای رهایی از خصلت های بد یا بدست آوردن خصلت های خوب نذر نمی کنیم ؟
این ها مهم ترین مسائلی است که یک انسان در طول زندگی باید به آن ها بپردازد .
انسان ها همیشه از شر بلایا به خدا پناه می برند چه بسا خصلت های بد از شرور مهلک تر و نابود کننده ترند .
بسیاری از مشکلات زندگی نیز از همین خصلت های بد نشأت می گیرند .
حسادت ، دروغگویی ، بخل ، غیبت ، نفرت و... خصایصی هستند که روح انسان را بدون آن که خود او بداند می خورند و اورا دچار اضطراب و نگرانی می کنند .
بزرگترین آزادی رهایی از بند نفس است .
بسم الله النور
سلام بر بازدید کنندگان گرامی امیدوارم روزهای تابستانی خوبی را پشت سر گذاشته باشید ،
ان شاءالله
مطلب امروز را که در واقع مقدمه ای است بر مطالب بعدی ابتدا با چند پرسش آغاز می کنم :
آیا تا به حال به کارهایی که انجام می دهیم یا می بینیم که اطرافیانمان انجام می دهند ، خوب دقت کردید؟
آیا توجه کرده اید که خیلی از این کارها به مرور زمان به صورت یک سنت درآمده اند ؟
و آیا تا به حال به درستی یا نادرستی این سنت ها فکرکردید ؟
آیا صرفا سنت بودن برخی از کارهای ما دلیل بر درستی آن هاست ؟ قطعا نه .
بسیاری از سنت های کشور ما ، سنت های پیش از اسلام اند که برخی ازآن ها با تعالیم اسلامی سازگار بوده و هنوز هم پا برجا هستند – و انصافا سنت های بسیار نیکویی می باشند –
برخی از سنت ها ، سنت هایی هستند که از تعالیم اسلامی نشأت گرفته اند اما آنقدر به آن شاخ و برگ انحرافی داده شده که دیگر شبیه به اصل آن هم نیست !
برخی از سنت ها هم سنت هایی هستند که اصلا درتعالیم اسلام نیست اما عده ای به خاطر منافعشان آن ها را ترویج می دهند !
گاهی می بینیم پایه های برخی از این سنت ها آنقدر محکم است که هیچ کس درباره درستی یا نادرستی آن شک هم نمی کند !!!
اما چه باید کرد ؟
اولین و آخرین و تنها راه حل ، تن ندادن به اجرای این سنن غلط است ، چرا که نمی توان مانع از کار مروجین شد به هر حال آن ها انگیزه ی مادی دارند و برای رسیدن به آن هم به حرف من و شما گوش نمی دهند .
اما قبل از هر چیز باید این سنت ها را شناخت که کار سختی هم نیست ، تنها باید آن ها را با اصول اسلام تطبیق داد ، آن وقت همه چیز روشن خواهد شد .
قصد دارم در بخش های به چند نمونه از این سنت ها بپردازم و البته مواردی که ذکر خواهد شد ممکن است به هم ربطی نداشته باشند اما تنها یک هدف را دنبال می کند آن هم ترویج سنت سنت شکنی است .![]()
به هر حال دوست دارم در هر بخش دوستان نظراتشان را در مورد موضوع بحث مطرح شده عنوان کنند تا از دیدگاه های مختلف به این موضوع نگاه کنیم .
بیایید بت های سنن غلط را بشکنیم و از قید و بند های دروغ و ریا و نیرنگ رها شویم .
بسم الله النور
حضور بازديد كنندگان گرامي دفترسپيد عرض سلام دارم .
اميدوارم در صحت و سلامت و بهروزي ، روزهاي گرم تابستاني را پشت سر بگذاريد .
بابت غيبت طولاني مدت نيز از تمامي دوستاني كه دفترسپيد را مورد لطف و عنايت خود قراردادند عذرخواهي مي كنم .
ان شاءالله بتوانم در روزهاي آتي جبران نمايم .
طي اين دو ماه آنقدر حرف هاي ناگفته در دلم مانده كه فكر مي كنم براي شش ماه آينده حرف براي گفتن داشته باشم .
پس من بعد اگر ديديد از هر دري سخني به ميان مي آيد تعجب نكنيد !
هر چه فكر مي كنم نمي دانم از كجا و ازكدام موضوع شروع كنم .
دو روزي مي شود در پي يافتن نقطه ي آغازم .
و چه نقطه آغازي بهتر از يك نيايش ناب .
